مرتضى راوندى
520
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مورچهيى و برداشتن زير ابرو و پاك كردن موى گوش و بينى و آراستن زلف و ساير آرايش و تكاليف خارج از حمام ، به چيرهدستى شهرتى بسزا داشتم . » « 1 » وصفى از حمامها و سلمانيهاى ايران در عهد قاجاريه : طالبوف در كتاب احمد از وضع اسفناك حمامها و سلمانيهاى ايران شكايت مىكند و مىنويسد : « تيغهاى زنگدار و لتههاى چركين كه به دستهء تيغهها پيچيدهاند معنى كثافت را مجسم كرده و اطفال را به انواع ناخوشيهاى تحت الجلدى دچار مىكند . هركس دقت نمايد ، مىبيند كه هم خودش و هم اطفال خود را هميشه به اين ناخوشيها با دست خود دچار نموده ؛ گاهى زنگ تيغها به خون اطفال كه وقت تراش مىبرند ، مخلوط مىشود و مؤدى به مرگ و ناخوشى متمادى مىگردد . دكاكين و فوطه و كاسهء آب و تيغ سرتراشان ما را ، بخصوص كيسهبند سرتراشان بازار گرد يا ميدانها ، با چرمى كه تيغ را صيقل مىدهند و آبى كه با چندين قطرهء او سر دو نفر روستايى را تراشيدهاند . . . » « 2 » همه آلوده است . « خزانهء حمامهاى ما كه روزى پانصد نفر آدم توى او غسل مىكنند ، و جهال و اطفال ادرار مىنمايند . اشخاص كه براى خوردن چاى چه سليقهها بخرج مىدهند ، عوض اين اسراف ، هرگز خيال نگه داشتن يك فوطه و تيغ مخصوص را نمىكنند كه منتها پنجهزار دينار قيمت دارد . همهء كارهاى ما از روى تقليد است نه شعور . » « 3 » دلاك دندانكش : « دلاكى به مرد مسافرى نزديك شد و لنگ قرمزى بدور گردن او پيچيد و مشغول اصلاح ريش او گرديد . اين دلاك بر همكاران اروپايى خود امتيازى داشت ، زيرا كه تمام لوازم كار خود را به كمر چرمى خود آويخته بود ؛ قيچى و تيغ دلاكى و ساير لوازم او در غلافهاى چرمى جاى داشت . ابتدا با قمقمه ، آبى در دست خود ريخت وزير چانهء مشترى را خوب مالش داد و پس از مالش با تيغ ، زير چانهء او را تراشيد و با مقراض ، ريش او را اصلاح كرد و چون كارش تمام شد ، آيينهء كوچكى از جيب خود درآورد و به مشترى داد تا صورت و ريش خود را ببيند . مشترى هم با فرستادن صلوات ، روى خود را در آيينه ديد و چند شاهى به او داد . » « 4 » اصلاح ريش از نظر شرعى : حاج ملا محمد صادق قمى ، معاصر ناصر الدين شاه ، در پيرامون اصلاح ريش ، تعصبى نداشت . اين مرد روحانى از علما و فقهاى بزرگ قرن سيزدهم قم بود . اعتماد السلطنه در كتاب الماثر و الآثار ، دربارهء او مىنويسد : « از مشايخ بزرگ شيعه به شمار مىآيد . در اخبار و آثار ، تتبعى كامل و استقرائى شامل داشت . از متفردات او آنكه چيدن موى ريش را از بيخ به حدى كه شبيه تراشيدن هم باشد ، منع نمىفرمود - عطر اللّه تربته . » « 5 » كسانى كه پيرانه سر با خضاب و سورمه و ديگر وسايل ، مىكوشيدند جوانى رفته را بازآرند ، گويا اين قطعه شعر شوريدهء شيرازى را نخوانده بودند كه مىگويد : فلك پير بزم تو بر چيد * بزم بر چيده را چه خواهى كرد موى گيرم سيه كنى به خضاب * تارى ديده را چه خواهى كرد
--> ( 1 ) . حاجى باباى اصفهانى ، پيشين . ص 4 . ( 2 ) . و ( 3 ) . عبد الرحيم طالبوف ، كتاب احمد . به اهتمام باقر مؤمنى ، ص 109 ( به اختصار ) . ( 4 ) . سفرنامه از خراسان تا بختيارى ، پيشين . ص 744 . ( 5 ) . اعتماد السلطنه محمد حسن بن حاجب الدوله ، المآثر و الآثار . ص 153 .